عماد الدين حسن بن علي الطبري

45

مناقب الطاهرين ( فارسي )

فصل در مبعث رسول ( صلعم ) چون سال رسول ( ص ) به سى و هفت رسيد ، هر وقتى به خواب ديدى كه شخصى وى را گفتى : يا رسول اللّه ، و اگر به راه رفتى ، شخصى از جانب راست و چپ وى گفتى : يا رسول اللّه . تا روزى در كوه گوسفند ابو طالب مىچرانيد ، شخصى پيش وى آمد و گفت : يا رسول اللّه . گفت : من انت ؟ قال : انا جبرئيل . ارسلنى اللّه تعالى اليك ليتّخذك رسولا . « 1 » رسول اين حال با خديجه بگفت . و خديجه از يهود حال وى شنيده بود . و مادر وى آمنه حالهاى وى بگفته بود با وى . و خبر وى از بحيراى راهب شنيده بود . گفت : اميد مىدارم كه تو رسول باشى . و رسول ( ص ) اين حال مخفى داشت تا جبرئيل عليه السلام آمد « 2 » و تعليم وى كرد تا وضو چگونه كند و ركوع و سجود و اركان نماز جمله با وى بگفت . « 3 » چون سال به چهل رسيد بفرمود ، تا نماز بكرد . و اوقات نمازها منزل نبود ، هر وقت كه خواستى دو ركعت دو ركعت كردى . و امير المؤمنين عليه السلام ملازمت « 4 » وى كردى

--> ( 1 ) - اعلام الورى / 47 . ( 2 ) - ش ، ل : + « و از آسمان آب آورد » . ( 3 ) - اعلام الورى / 47 . ( 4 ) - م : « خدمت » .